تبليغاتX
Color



explorer blog

 

 

 

 

 

 

 

explorer blog

The #1 place for JavaScripts

Powered by SALAR ◄┤

سایت عشاق
متن و شعر

 

 

                                            

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 6:32  توسط پریسا | 

 

 

                                            

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 6:30  توسط پریسا | 

يكي بود يكي نبود، اوني كه بود تو بودي و اوني كه نبود من بودم !
يكي داشت و يكي نداشت، اوني كه داشت تو بودي و اوني كه تو رو نداشت من بودم!
يكي خواست و يكي نخواست، اوني كه خواست تو بودي اوني كه بي تو بودن رو نخواست من بودم!
يكي آورد و يكي نياورد، اوني كه آورد تو بودي اوني كه جز تو به هيچ كس ايمان نياورد من بودم !
يكي برد و يكي باخت، اوني كه برد تو بودي اوني كه دل به تو باخت من بودم!
يكي گفت و يكي نگفت، اوني كه گفت تو بودي اوني كه " دوست دارم " رو به هيچ كس جز تو نگفت من بودم

 يكي ماند و يكي نماند، اوني كه ماند تو بودي اوني كه بدون تو نماند من بودم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 6:22  توسط پریسا | 

 تاحالا دل تنگ کسي شدي؟ اصلا ميدوني دلتنگي چيه؟ اونم ازبدترين نوعش؟

بزرگترين دلتنگي اينه که بدوني اوني که دوسش داري هيچوقت ماله تو نميشه.

 اينه که بدوني يه روزي ازکسي که دوسش داري بايد جدا بشي.

 چه بخواي چه نخواي هيچ وقت نذار هر رهگذري که رد ميشه رو دلت يادگاري بنويسه

چون بعدا پاک کردنش خيلي سخته

 ارزو دارم که تو هميشه يه لبخند قشنگ رو لبهاي من باشي تا ديگران نفهمن

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 6:19  توسط پریسا | 

   

                        سلام دوستان خوبم

امید وارم ایابه کامتان باشه و همیشه عاشق باشید

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 6:16  توسط پریسا | 

!!خوب می دانی که در چشمت گرفتارم هنوز روز و شب خوابم ربودی باز بیدارم هنوز

 نازنین با من مگو دل بر کن از تکرار من گرتو تکرار منی جویای تکرارم هنوز

 گرچه تن زخمی و خاکی در رهت افتاده است نیست بر آیینه دل هیچ زنگارم هنوز

 فاش می گویم به تو ، با من غریبی ات چرا ؟ رمز و راز من تویی ، دنیای اسرارم هنوز

 من به پهنای امید خود گل شوق تو را در میان این کویر تشنه می کارم هنوز

می شناسم مرگ را بی وحشت اما قلب من می تپد در سینه چون از عشق سرشا رم هنوز

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 13:11  توسط پریسا | 

وقتي بارون چشات ميگه وقت رفتنه

وقت حكومت غمو ، حضور گريه منه

سكوت گريه نگام ، هنوز به ياد شب

عشقت تو قلب و دلم ،داغه و گرمه مث تب

تو اين سكوت بی صدا ، بازم دلم از تو رميد

خسته و دل شكسته ام ، خالی ام از عشق و اميد

اين گريه هميشگی ، مونده تو شبهای من

تو اين روزهای بی وفا ، عشق رو تو دادی ياد من

اين قلب خسته و نگام ، آخر بی نشونيه

ياد نگاه آخرت ، تا ته خط موندنيه

صدای آخرين من ،تا تو نيای در نمي ياد

تك تك لحظه های من ، فقط تو رو ازم مي خواد

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 12:32  توسط پریسا | 

خدايا هر شب با دلي پر از درد و با غمي به وسعت درياي بيكران صدات ميكنم
اما به قول فريدون مشيري "از خدا صدا نمي رسد"خدايا اگه نمي خواسي به حرفاي من گوش بدي پس چرا اين حرفا را در دل من جادادي؟
چرا منو آفريدي؟مي خواسي ثابت كني كه من كم ميارم كه من نميتونم طاقت بيارم.
خدايا كجا رها كنم اين بار غم كه بر دوش است؟

ديگه برام آرزوهام محالن ديگه نميدونم اين مردم به چي ميگن اميد؟

                                                                       واژه ها ديگه معنا ندارن

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 9:0  توسط پریسا | 

خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ...

خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني
 خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري

... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 8:54  توسط پریسا | 

فتم دوستت دارم نگاهي به من کرد و گفت چند تا؟

دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهاي دستمو نشونش دادم ام

اون به کف دستام نگاه مي کرد که خالي بود

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 8:46  توسط پریسا | 
 
اي عشق همه بهانه از توست

Free JavaScripts provided
by The Salar Weblog